آیا زیرساخت درمانی شهر با رشد جمعیت هماهنگ است؟

بهگزارش شهریار به نقل از نصر؛ با این حال، رشد جمعیت، گسترش محدوده شهری و تمرکز بخش قابل توجهی از خدمات درمانی در هسته مرکزی تبریز، این پرسش را جدیتر کرده است که آیا زیرساخت سلامت شهر متناسب با نیازهای امروز و فردای آن توسعه یافته است؟
افزایش جمعیت شهری، توسعه شهرکهای جدید و رشد مناطق پیرامونی تبریز، الگوی سکونت در این کلانشهر را دگرگون کرده است. بخش قابل توجهی از جمعیت اکنون در مناطقی زندگی میکنند که فاصله زیادی با مراکز اصلی درمانی دارند، در حالی که همچنان بسیاری از بیمارستانها، مراکز تخصصی، درمانگاهها و مطب پزشکان در محدوده مرکزی شهر متمرکز ماندهاند.
این عدم توازن، دریافت یک خدمت درمانی ساده را برای برخی شهروندان به سفری درونشهری تبدیل کرده است؛ سفری که با ترافیک، کمبود جای پارک، آلودگی هوا و اتلاف وقت همراه میشود.
درمان در مرکز شهر؛ تمرکزی که هزینه دارد
تمرکز مراکز درمانی و مطبهای پزشکی در هسته مرکزی تبریز شاید زمانی مزیت محسوب میشد، اما با بزرگتر شدن شهر، خود به یکی از چالشهای مدیریت شهری و سلامت تبدیل شده است.
بیماران از شرق، غرب و مناطق جدید شهری برای دسترسی به پزشکان متخصص یا مراکز تشخیصی ناچارند به مناطق مرکزی مراجعه کنند. این حجم از رفتوآمد روزانه، علاوه بر افزایش بار ترافیکی، فشار مضاعفی بر شبکه حملونقل، پارکینگها و معابر پیرامون مراکز درمانی وارد میکند.
از سوی دیگر، مراجعهکننده مراکز درمانی معمولاً فردی است که ممکن است با درد، محدودیت حرکتی یا شرایط جسمی نامناسب مواجه باشد. قرار گرفتن خدمات حیاتی در نقاط پرترافیک، دسترسی به درمان را دشوارتر و فرسایندهتر میکند.
ساختمانهای قدیمی؛ درمان در فضایی که خودش نیازمند درمان است
یکی دیگر از مشکلات، فرسودگی و نامناسب بودن بخشی از ساختمانهایی است که مطبها و مراکز درمانی در آنها فعالیت میکنند.
بسیاری از این ساختمانها در سالهایی ساخته شدهاند که استانداردهای امروز برای دسترسی افراد دارای معلولیت، سالمندان یا بیماران کمتوان در طراحی آنها وجود نداشت. نبود آسانسور مناسب، پلههای متعدد، ورودیهای باریک و کمبود فضای توقف خودرو میتواند مراجعه به پزشک را برای افراد ناتوان یا سالمندان به تجربهای دشوار تبدیل کند.
با توجه به روند سالمندی جمعیت، این مسئله در سالهای آینده اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. شهری که زیرساخت درمانی آن برای جمعیت جوانتر طراحی شده، ناگزیر باید خود را برای نیازهای متفاوت سالمندان و افراد دارای محدودیت حرکتی آماده کند.
تبریز فقط بیماران تبریزی را درمان نمیکند
اهمیت تبریز بهعنوان قطب درمانی شمالغرب کشور باعث شده مراکز تخصصی این شهر تنها پاسخگوی جمعیت ساکن تبریز نباشند.
بیمارانی از شهرهای مختلف آذربایجانشرقی و استانهای اطراف برای درمانهای تخصصی به تبریز مراجعه میکنند. این جایگاه منطقهای از یکسو ظرفیت ارزشمندی برای شهر است و حتی میتواند زمینه توسعه گردشگری سلامت را فراهم کند، اما از سوی دیگر، فشار مضاعفی بر زیرساخت موجود وارد میکند.
در چنین شرایطی، سنجش کفایت مراکز درمانی صرفاً براساس جمعیت رسمی تبریز نمیتواند تصویر کاملی ارائه دهد. جمعیت شناور بیماران و همراهان آنان نیز باید در برنامهریزیهای حوزه سلامت لحاظ شود.
شهر بزرگتر شده، خدمات درمانی نه به همان اندازه
توسعه فیزیکی تبریز و شکلگیری شهرکها و مناطق مسکونی جدید، فاصله جغرافیایی بسیاری از شهروندان با مراکز اصلی درمانی را افزایش داده است.
اگر خدمات درمانی متناسب با توسعه شهر توزیع نشوند، شهروندان ساکن مناطق پیرامونی برای کوچکترین خدمات تخصصی ناچار به مراجعه به مرکز شهر خواهند بود. این موضوع علاوه بر افزایش هزینه خانوار، زمان دسترسی به درمان را نیز افزایش میدهد؛ موضوعی که در شرایط اورژانسی میتواند اهمیت حیاتی پیدا کند.
توسعه متوازن مراکز درمانی، تنها به معنای ساخت بیمارستان نیست. درمانگاههای شبانهروزی، مراکز تخصصی محلهای، مراکز تصویربرداری، آزمایشگاهها، خدمات توانبخشی و شبکه مناسب پزشکان متخصص نیز بخشی از زنجیره سلامت شهری هستند.
نیاز به نقشه جدید سلامت برای تبریز
آنچه امروز بیش از افزایش صرف تعداد مراکز درمانی اهمیت دارد، بازنگری در نحوه توزیع خدمات سلامت در سطح شهر است.
تبریز به مدلی نیاز دارد که در آن بیمار برای دریافت هر خدمت تخصصی مجبور به حرکت به سمت مرکز شهر نباشد.ایجاد قطبهای درمانی در مناطق مختلف، تقویت بیمارستانها و مراکز تخصصی در شرق و غرب شهر و توسعه خدمات سطح دوم در شهرکهای جدید میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد.
همچنین اتصال بهتر مراکز درمانی به حملونقل عمومی، توسعه پارکینگهای درمانی و رعایت استانداردهای دسترسی افراد دارای معلولیت باید به بخشی جداییناپذیر از سیاست سلامت شهری تبدیل شود.
سلامت دیجیتال؛ بخشی از راهحل آینده
حل مشکلات حوزه سلامت الزاماً با ساخت ساختمانهای بیشتر ممکن نیست. مدلهای جدید ارائه خدمات میتوانند بخشی از مراجعات غیرضروری را کاهش دهند.
تلهمدیسین، ویزیت آنلاین، پرونده الکترونیک سلامت، نوبتدهی هوشمند، مشاوره از راه دور و ایجاد شبکههای مشترک میان بیمارستانها و مراکز درمانی میتوانند حجم قابل توجهی از رفتوآمد بیماران را کاهش دهند.
برای بیماری که صرفاً نیازمند بررسی نتیجه آزمایش یا پیگیری روند درمان است، طی کردن چندین کیلومتر مسیر و ورود به ترافیک مرکز تبریز ضرورتی ندارد؛ به شرط آنکه زیرساخت ارائه خدمات غیرحضوری به شکل استاندارد و قابل اعتماد فراهم شده باشد.
سلامت شهری، فقط وظیفه دانشگاه علوم پزشکی نیست
موضوع دسترسی به خدمات درمانی در کلانشهری مانند تبریز، تنها مسئله نظام سلامت نیست. شهرداری، دستگاههای حوزه حملونقل، راه و شهرسازی، بیمهها و بخش خصوصی نیز در این زنجیره نقش دارند.
مکانیابی یک بیمارستان بدون توجه به دسترسی عمومی، شبکه معابر و ظرفیت پارکینگ میتواند سالها یک منطقه شهری را با مشکل مواجه کند. به همین دلیل، برنامهریزی برای سلامت باید همزمان با برنامهریزی برای توسعه شهری انجام شود.
تبریز به چه سمتی باید برود؟
پاسخ به این پرسش که آیا تبریز امروز به اندازه کافی مرکز درمانی دارد، تنها با شمارش بیمارستانها و تختهای موجود ممکن نیست.
معیار اصلی باید این باشد که شهروند یک منطقه دورتر از مرکز شهر، یک سالمند، فرد دارای معلولیت یا بیماری که از شهرستان دیگری به تبریز آمده، با چه کیفیت، چه هزینه و در چه مدت زمانی میتواند به خدمات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کند.
اگر رشد جمعیت و گسترش شهر ادامه یابد، بدون توسعه متوازن خدمات سلامت، فاصله میان «داشتن مرکز درمانی» و «دسترسی واقعی به درمان» بیشتر خواهد شد.
تبریز برای حفظ جایگاه خود بهعنوان قطب درمانی شمالغرب کشور، بیش از هر چیز به نقشهای تازه برای توزیع خدمات سلامت، نوسازی زیرساختهای فرسوده، ایجاد قطبهای درمانی جدید در مناطق توسعهیافته و استفاده از مدلهای نوین ارائه خدمات پزشکی نیاز دارد.
شهر آینده، تنها با خیابانها و ساختمانهای جدید ساخته نمیشود؛ سلامت نیز باید همپای شهر توسعه پیدا کند.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع