ارفعالملک جلیلی؛ از مهار سیلاب تا ساختن چهره تازه تبریز
شهریار تبریز/ ندا فرشباف: ارفعالملک جلیلی از فرهیختگان مشروطهخواه تبریز بود؛ مردی تحصیلکرده و درستکار که دلبستگیاش به تبریز، در شیوه مدیریت و تصمیمهای عمرانیاش دیده میشد. او دو دوره ریاست بلدیه تبریز را بر عهده داشت؛ نخست در سال ۱۲۹۰ و بار دیگر در سالهای آغازین دهه ۱۳۱۰ شمسی.
در سال ۱۳۱۴، تبریز یکی از روزهای سخت خود را پشت سر گذاشت. سیلی بزرگ به شهر زد و خسارت و خرابی بر جای گذاشت. پس از این حادثه، ارفعالملک بار دیگر مسئولیت بلدیه را پذیرفت؛ اما مسئله برای او فقط جمع کردن آثار سیل نبود. مسئله این بود که چگونه میتوان شهری را که هر بار در برابر طغیان میدانچای آسیبپذیر میشد، برای آینده ایمن کرد. راهحل، در خود رودخانه بود.
میدانچای از میان تبریز میگذشت و در زمان طغیان، میتوانست به عاملی برای ویرانی تبدیل شود. ارفعالملک تصمیم گرفت به جای مقابله مقطعی با پیامدهای سیلاب، ظرفیت رودخانه را افزایش دهد. بستر میدانچای در نقاط مختلف توسعه یافت؛ در برخی قسمتها تا سه برابر و در بخشهایی تا چهار برابر.
در مقیاس امکانات آن روزگار، چنین طرحی پروژهای ساده نبود. گفته شده است که برای اجرای آن کمتر از یک میلیون تومان هزینه شد و این هزینه از محل عایدات خود بلدیه تأمین شد. اقدامی که در روایتهای تاریخی، از بزرگترین پروژههای عمرانی تبریز در آن دوره دانسته شده و حتی با اقدامات عمرانی دوران امیر جهانشاه قراقویونلو مقایسه شده است.
ارفعالملک در این پروژه یک نکته مهم را به خوبی فهمیده بود: شهر را نمیتوان فقط بعد از حادثه نجات داد؛ گاهی باید پیش از حادثه برایش چاره اندیشید. توسعه بستر رودخانه، در واقع تلاشی برای تغییر رابطه تبریز با سیلاب بود؛ اینکه میدانچای به جای آنکه هر بار با طغیان خود شهر را غافلگیر کند، در ساختار شهری جای مشخص و امنتری پیدا کند.
اما این همه آن چیزی نبود که ارفعالملک برای تبریز در نظر داشت.
در همان دوره، طرح ساخت ساختمانی در دستور کار قرار گرفت که قرار بود بیش از یک اداره باشد. عمارت شهرداری تبریز، به عنوان نخستین ساختمان بلدیه در ایران، از سال ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۸ ساخته شد؛ بنایی که امروز بخشی جداییناپذیر از تصویر تاریخی شهر است.
طراحی ساختمان به آودیس اوهانجانیان، معمار ارمنیتبار و سرمعمار شهرداری تبریز، سپرده شد. اوهانجانیان با علاقهای که به معماری آلمان داشت، طرح بنا را با الهام از ساختمانهای آلمانی آن دوره شکل داد. در کنار این تأثیر اروپایی، استفاده از سنگ آذرین آذربایجان باعث شد ساختمان با مصالح و جغرافیای منطقه نیز پیوند داشته باشد.
همزمان، خانه شخصی شهردار نیز بر اساس همین نقشه و با استفاده از سنگ آذرین آذربایجانی ساخته شد؛ نکتهای که نشان میدهد معماری مورد نظر ارفعالملک تنها برای یک ساختمان اداری طراحی نشده بود، بلکه به الگویی برای فضای زندگی او نیز تبدیل شده بود.
هزینه ساخت عمارت شهرداری کمتر از دویست و پنجاه هزار تومان عنوان شده است و در روایتهای موجود، از کنار گذاشتن اعتبار از محل درآمد شخصی ارفعالملک برای ساخت این بنا نیز یاد شده است. برای او، این ساختمان ظاهراً قرار نبود صرفاً محلی برای استقرار کارکنان بلدیه باشد؛ بنا میبایست شأن شهری را نمایندگی کند که یکی از مهمترین کانونهای سیاسی و فرهنگی ایران به شمار میرفت.
اما تاریخ، برای ارفعالملک فرصت چندانی باقی نگذاشت.
ساخت عمارت شهرداری از سال ۱۳۱۴ آغاز شد و در سال ۱۳۱۸ به پایان رسید؛ همان سالی که ارفعالملک جلیلی درگذشت. او تقریباً همزمان با پایان ساختمانی که در دوره مدیریتش شکل گرفته بود، از دنیا رفت و فرصت چندانی برای دیدن نتیجه کامل این پروژه پیدا نکرد.
امروز، نزدیک به یک قرن بعد، وقتی از میدانچای و عمارت شهرداری سخن میگوییم، در واقع از دو بخش متفاوت از یک نگاه مدیریتی حرف میزنیم؛ یکی برای ایمن کردن شهر و دیگری برای ساختن چهره شهر.
شاید جایگاه ارفعالملک جلیلی در تاریخ تبریز دقیقاً در همین فاصله قابل فهم باشد؛ او شهرداری بود که شهر را فقط به عنوان مجموعهای از خیابانها و ساختمانها ندید. یک سوی کارش به رودخانه رسید و سوی دیگر به معماری؛ یک سو دغدغه امنیت شهر بود و سوی دیگر، شأن و هویت آن.
تبریز امروز بسیار بزرگتر از شهری است که ارفعالملک میشناخت؛ خیابانها تغییر کردهاند، ساختمانها بالا رفتهاند و نسلها آمده و رفتهاند.
اما هنوز میتوان رد تصمیمهای او را در چهره شهر جستوجو کرد؛ در جایی که میدانچایی از میان تبریز میگذرد و در عمارتی که بر فراز شهر، بخشی از تاریخ بلدیه را روایت میکند.
این شاید سادهترین تعریف از ارفعالملک جلیلی باشد: شهرداری که بخشی از کارش را در زیر پای شهر، با مهار رودخانه انجام داد و بخشی دیگر را در سیمای شهر، با ساختن یک عمارت.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع