اقتصاد چرخشی؛ راهبردی جهت تقویت تابآوری شهری و مقابله با تغییرات اقلیمی

شهریار تبریز/ آذر کریمزاده: این رویکرد با تأکید بر کاهش مصرف منابع، افزایش طول عمر محصولات، استفاده مجدد و بازیافت مواد، علاوه بر کاهش پسماند و آلودگیهای زیستمحیطی، زمینه تقویت تابآوری مناطق و جوامع محلی در برابر پیامدهای تغییرات اقلیمی را فراهم میکند. در همین راستا، تدوین سیاستها، توسعه استانداردهای زیستمحیطی و تقویت همکاری میان بخشهای مختلف، از جمله الزامات تحقق اقتصاد چرخشی و حرکت به سوی توسعه پایدار محسوب میشوند.
از اینرو، کمیته اقتصاد چرخشی منطقه ایل-دو-فرانس در کشور فرانسه، یک کتابچه جدید و ابتکاری منتشر کرده که هدف آ، نشان دادن این موضوع است که چگونه اقتصاد چرخشی میتواند بهطور ملموس تابآوری مناطق و سرزمینها را تقویت کند. اگرچه نقش اقتصاد چرخشی در کاهش آثار تغییرات اقلیمی بهخوبی مستند شده است، اما نقش آن در سازگاری با این تغییرات همچنان کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این کتابچه جدید با ارائه تحلیلها، تجربیات عملی در منطقه و توصیههای کاربردی، پرسشی محوری را مطرح میکند: اقتصاد چرخشی چگونه میتواند تابآوری نهادهای محلی و شرکتها را در برابر شوکهای اقلیمی افزایش دهد؟
پاسخ به آسیبپذیریهای منطقه
سیل، خشکسالی، موجهای گرما و مخاطرات بهداشتی، ضرورت اقدامات فوری را ایجاب میکنند. این یادداشت، آثار این پدیدهها را در مقیاس منطقه ایل-دو-فرانس و در چهار محور اصلی بررسی میکند: مدیریت منابع آب، مقابله با موجهای گرما، تنشهای ناشی از اختلال در تأمین منابع و امنیت بهداشتی.
در هر یک از این حوزهها، بهکارگیری هفت رکن اقتصاد چرخشی، راهکارهای عملی و مشخصی ارائه میدهد:
* کاهش آسیبپذیری در برابر موجهای گرما از طریق طراحی سازگار با محیط زیست و بهرهبرداری بهینه از منابع محلی؛
* بهینهسازی مدیریت منابع آب از طریق افزایش صرفهجویی در مصرف و استفاده مجدد از پسابهای تصفیهشده؛
* تضمین امنیت تأمین منابع (مواد غذایی، انرژی و مواد اولیه) از طریق توسعه زنجیرههای تأمین کوتاه و محلی؛
* ارتقای تابآوری بهداشتی از طریق حفظ کیفیت محیط زندگی و تداوم ارائه خدمات ضروری؛
* تقویت ظرفیت جمعی برای سازگاری با تغییرات اقلیمی از طریق همکاری و مشارکت میان مناطق و نهادهای محلی.
هشت محور برای اقدام عملی
این کتابچه برای تبدیل اقتصاد چرخشی به یکی از محورهای اساسی برنامهریزی و توسعه، هشت توصیه ارائه میکند: شناخت بهتر ظرفیتها و ویژگیهای هر منطقه؛ انطباق سیاستهای عمومی با شرایط و نیازهای موجود؛ افزایش آگاهی و توانمندسازی فعالان و ذینفعان؛ آموزش مهارتهای جدید و موردنیاز؛ تقویت همکاریهای محلی؛ تضمین دسترسی و تأمین منابع کلیدی؛ تشویق نوآوری؛ پیشبینی و آمادگی برای مواجهه با بحرانها.
اقتصاد چرخشی از دیرباز از سوی کارشناسان بهعنوان راهکاری مؤثر برای مقابله با روند فزاینده تغییرات اقلیمی شناخته شده است؛ راهکاری که در عین حال، استقلال را تضمین میکند و به حفظ رفاه اجتماعی کمک میکند. در ادامه، نگاهی جامع به این موضوع خواهیم داشت.
اقتصاد چرخشی بر چرخهای طبیعی از گردش مواد و منابع استوار است که در حالت ایدهآل، هیچگونه پسماندی تولید نمیکند. نمونهای از این الگو را میتوان در شیوههای سنتی کشاورزی مشاهده کرد؛ جایی که اساساً هر آنچه برای تغذیه انسان و دام یا تولید سایر محصولات مورد استفاده قرار نمیگرفت، در نهایت به زمینهای کشاورزی بازگردانده میشد. در مقابل، اقتصاد خطی که از زمان صنعتیشدن شکل گرفته است، میزان بالایی از اتلاف منابع مصرفشده را در قالب پسماند و انرژی میپذیرد. سالانه بیش از هفت میلیارد تن پسماند در سراسر جهان تولید میشود که بیش از دو میلیارد تن آن را پسماندهای شهری تشکیل میدهد.
مفهوم اقتصاد چرخشی صنعتی بر شعار "از گهواره تا گهواره" استوار است و قدمتی چندین دههای دارد. با این حال، تنها پس از آنکه پیامدهای فاجعهبار تغییرات اقلیمی و گلوگاهها و محدودیتهای ناشی از آن به رسمیت شناخته شدند، این الگوی اقتصادی پایدار بهتدریج مورد توجه بیشتری قرار گرفت و جایگاه خود را پیدا کرد. در نتیجه، فاصله گرفتن از «جامعه مصرفگرای یکبارمصرف» که دیگر نمیتوان به آن ادامه داد، روزبهروز نزدیکتر میشود. چراکه اقتصاد چرخشی در بلندمدت به معنای کاهش چشمگیر انتشار گازهای گلخانهای و کند شدن روند گرمایش زمین است.
اصول اقتصاد چرخشی
اصول یک اقتصاد چرخشی سازگار با محیط زیست و مسئولیتپذیر از نظر اجتماعی، اساساً در نقطه مقابل الگوهایی قرار دارند که امروزه همچنان بهطور گسترده رایج هستند. نقطه آغاز این رویکرد، طراحی پایدار محصولات است که چارچوبها و دستورالعملهای مشخصی را برای طراحان و توسعهدهندگان تعیین میکند:
دوام: محصولات باید بهگونهای طراحی شوند که عمر مفید طولانی داشته باشند و بهراحتی مورد بازبینی، نگهداری و تعمیر قرار گیرند.
تعمیرپذیری: طراحی محصولات باید بهگونهای باشد که تعمیر آنها با استفاده از ابزارهای استاندارد و مطابق با ضوابط و استانداردهای تعیینشده بهسادگی امکانپذیر باشد و قطعات یدکی نیز بهآسانی در دسترس قرار گیرند.
ماژولار بودن: محصولات باید ساختاری ماژولار (قطعهای) داشته باشند تا امکان تعویض یا بهروزرسانی آسان اجزای مختلف آنها فراهم شود.
انتخاب مواد اولیه: استفاده از مواد اولیه ثانویه، قابل بازیافت و پایدار.
حفاظت از منابع: به حداقل رساندن مصرف مواد و انرژی در مراحل تولید و استفاده از محصولات.
ردیابیپذیری: محصولات باید بهگونهای طراحی شوند که در پایان عمر مفیدشان بهراحتی قابل جداسازی باشند و مواد تشکیلدهنده آنها به چرخه تولید بازگردند.
همچنین عواملی مانند زیباییشناسی، کارکرد مناسب و سهولت استفاده نیز اهمیت زیادی دارند؛ زیرا این ویژگیها مصرفکنندگان را ترغیب میکنند تا برای مدت طولانیتری از محصولات استفاده کنند.
معیارهای دیگری نیز در مراحل استخراج مواد اولیه و همچنین مراحل مختلف چرخه عمر محصولات، شامل تولید، توزیع، استفاده و دفع آنها، باید مورد توجه قرار گیرند:
بهرهوری انرژی: استفاده از فرایندهای کممصرف و بهینه از نظر انرژی و بهرهگیری از منابع انرژی تجدیدپذیر.
پیشگیری از تولید پسماند: اجرای فرایندهایی که میزان تولید پسماند در مرحله تولید را به حداقل میرسانند یا امکان بازیافت آن را فراهم میکنند.
مدیریت مواد شیمیایی: اجتناب از استفاده از مواد زیانآور و ترویج جایگزینهای سازگار با محیط زیست.
بهینهسازی حملونقل: به حداقل رساندن مسیرهای حملونقل از طریق تأمین و توزیع منطقهای با هدف کاهش انتشار آلایندهها.
بستهبندی: حذف بستهبندی تا حد امکان و در صورت ضرورت، استفاده از مواد بستهبندی بازیافتی و قابل بازیافت.
نگهداری و تعمیر: ارائه اطلاعات و فراهم کردن امکانات و منابع لازم برای تسهیل نگهداری و تعمیر محصولات.
چرخههای استفاده: ایجاد مشوقهایی برای ترغیب مشتریان به استفاده اشتراکی از محصولات با هدف کاهش تعداد محصولات موردنیاز.
یکپارچهسازی چرخهای: توسعه همکاری و مشارکت با شرکتهای فعال در حوزه بازیافت بهمنظور بهینهسازی جریان مواد و به حداقل رساندن تولید پسماند.
اقتصاد چرخشی؛ نگاهی اجمالی به فرصتها و تهدیدها
بررسی و مقایسه تهدیدها و فرصتهای اقتصاد چرخشی، از برتری آشکار فرصتها حکایت دارد. در واقع، با بررسی دقیقتر میتوان دریافت که تهدیدهای موجود ممکن است قابلپذیرش، موقتی یا حتی فاقد مبنای واقعی باشند.
تهدیدهای قابلپذیرش: کنار گذاشتن اقتصاد خطی، بهطور اجتنابناپذیر موجودیت آن دسته از الگوهای کسبوکار را که بر فروش سریع محصولات کمکیفیت و دارای عمر مفید کوتاه یا تاریخ انقضای برنامهریزیشده متکی هستند، به خطر میاندازد. محصولاتی مانند کالاهای یکبارمصرف، لوازم برقی با عمر کوتاه و منسوجات ارزانقیمت و غیرقابلبازیافت از این دستهاند.
تهدیدهای موقتی: شرکتهایی که تمایل دارند به الگوی «از گهواره تا گهواره» روی آورند، ممکن است در طول این فرایند با هزینههای بالایی مواجه شوند.
تهدیدهای فاقد مبنای واقعی: برخی نمایندگان کارگران، نگرانیهایی را درباره افزایش خطرات بهداشتی برای کارکنان صنایع بازیافت مطرح کردهاند؛ با این حال، این نگرانی را میتوان تا حد زیادی بیاساس دانست. زیرا این دیدگاه، الزامات یک اقتصاد چرخشی پایدار را نادیده میگیرد؛ الزاماتی همچون استفاده از مواد اولیه تا حد امکان بیضرر و اجرای فرایندهای بازیافت سازگار با محیط زیست.
فرصتها بر تهدیدها غلبه دارند
فرصتهای ناشی از اجرای یک نظام منسجم اقتصاد چرخشی متعدد هستند و تنها به مزایای بالقوه زیستمحیطی محدود نمیشوند، بلکه ابعاد اقتصادی و اجتماعی را نیز در بر میگیرند. اقتصاد چرخشی علاوه بر کمک به مهار گرمایش زمین، حفاظت از تنوع زیستی و کاهش چشمگیر آلودگی هوا، خاک و آب، موجب تقویت نوآوری و شکوفایی ظرفیتهای اقتصادی قابلتوجه میشود و مزایای آشکاری نیز برای مصرفکنندگان به همراه دارد. از جمله این فرصتها میتوان به بهبود وضعیت نیروی کار در کشورهای مبدأ مواد اولیه ارزشمند و پرتقاضا اشاره کرد. صرفهجویی در مصرف منابع، به حفظ زیستگاههای طبیعی کمک میکند و بهویژه موجب کاهش پسماندهای سمی میشود. همچنین، نوآوری در طراحی محصولات میتواند زمینهساز ایجاد فرصتهای شغلی جدید در سطح محلی شود.
اقتصاد چرخشی؛ رویکردهای مطرحشده در استاندارد مدیریت محیط زیست
بر اساس مطالعه سازمان بینالمللی استانداردسازی، شمار شرکتهایی که به استفاده از سیستم مدیریت زیستمحیطی دارای گواهینامه مطابق با استاندارد مدیریت محیط زیست (ISO ۱۴۰۰۱) روی میآورند، روزبهروز در حال افزایش است. این استاندارد به جنبههای زیستمحیطی قابلتوجه میپردازد که بر اساس تعریف استاندارد عبارتاند از: "عناصر فعالیتها، محصولات یا خدمات یک سازمان که با محیط زیست تعامل دارند یا ممکن است بر آن تأثیر بگذارند". الزام اصلی در این بخش، شناسایی و ارزیابی جنبههای زیستمحیطی قابلتوجه و نکتهای که برای اقتصاد چرخشی اهمیت اساسی دارد «در نظر گرفتن چرخه عمر محصولات» است. در واقع، این الزام به معنای ضرورت تهیه ارزیابیهای تفصیلی چرخه عمر نیست : "کافی است مراحل چرخه عمر محصول که سازمان میتواند آنها را کنترل یا تحت تأثیر قرار دهد، با دقت مورد بررسی قرار گیرند". با این حال، همین الزام موجب افزایش آگاهی نسبت به این موضوع میشود و در بلندمدت، زمینه را برای طراحی پایدارتر محصولات فراهم میکند. بر اساس نظرسنجی انجامشده از کاربران در سال ۲۰۲۱، برای بازنگری جزئی و جاری استاندارد مدیریت زیستمحیطی، هیچ الزام اضافی در نظر گرفته نشده است.
تغییرات اقلیمی؛ گام نخست سازمان بینالمللی استانداردسازی
در فوریه ۲۰۲۴، سازمان بینالمللی استانداردسازی (ISO) و مجمع بینالمللی اعتباربخشی بیانیهای مشترک منتشر کردند که بر اساس آن، در نظر گرفتن ریسکهای مرتبط با تغییرات اقلیمی در تمامی استانداردهای اصلی سیستمهای مدیریت ISO گنجانده خواهد شد. بر اساس این تغییرات، استاندارد اکنون کاربران را ملزم میکند مشخص کنند که آیا تغییرات اقلیمی موضوعی مرتبط با فعالیتهای سازمان آنها محسوب میشود یا خیر. همچنین، این استاندارد تصریح شده است که طرفهای ذینفع مرتبط ممکن است در زمینه آثار و پیامدهای تغییرات اقلیمی، نیازها و انتظارات خاصی داشته باشند. این اصلاحات، نخستین گام در مسیر گنجاندن مستقیم موضوع تغییرات اقلیمی در الزامات استانداردهای ISO مربوط به سیستمهای مدیریت به شمار میروند. در حال حاضر، پنج محور موضوعی میانبخشی شناسایی شدهاند که قرار است از طریق استانداردسازی مورد حمایت و توسعه قرار گیرند : ارزیابی پایداری، افزایش طول عمر محصولات، گذرنامه دیجیتال محصول، قابلیت بازیافت و پایان وضعیت پسماند.
جمعبندی: تقویت الگوی اقتصاد چرخهبسته
الگوی اقتصاد چرخشی چشماندازی امیدوارکننده برای مقابله با چالشهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی ارائه میدهد. فرصتهای این الگو بهوضوح بر تهدیدهای آن برتری دارند. اقتصاد چرخشی از طریق اجرای منسجم و حمایت از سوی استانداردها و قوانین و مقررات، میتواند نقشی تعیینکننده در تحقق توسعه پایدار ایفا کند.
بنابراین، اقتصاد چرخشی را نمیتوان صرفاً رویکردی برای مدیریت پسماند و بازیافت منابع دانست؛ بلکه این الگو، چارچوبی جامع برای بازنگری در شیوه تولید، مصرف و مدیریت منابع و حرکت به سوی توسعه پایدار است. کاهش وابستگی به مواد اولیه، افزایش بهرهوری منابع، تقویت نوآوری، ایجاد فرصتهای شغلی جدید و افزایش تابآوری در برابر مخاطرات اقلیمی، از مهمترین دستاوردهای آن به شمار میروند. تجربههای مطرحشده در این زمینه، از جمله تدوین استانداردهای بینالمللی و راهبردهای ملی و منطقهای، نشان میدهد که تحقق این الگو مستلزم سیاستگذاری منسجم، مشارکت بخش عمومی و خصوصی و حمایت از طریق قوانین و استانداردهای اجرایی است. از این منظر، اقتصاد چرخشی میتواند بهعنوان یکی از پایههای اصلی شکلگیری جوامع پایدار و تابآور در برابر چالشهای زیستمحیطی آینده ایفای نقش کند.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع