بازسازی پس از جنگ؛ چرا بازسازی شهرها با بازسازی دانش آغاز میشود؟

شهریار تبریز/ رضا عالشزاده: ساختمانها را میتوان نقشهبرداری کرد، عکس گرفت، اسکن نمود و در نهایت بازسازی کرد. اما دانشی که آنها را پدید آورده، بسیار شکنندهتر است. این دانش در دستان سنگتراشانی زنده میماند که میدانند یک طاق آهکی چگونه بار خود را حمل میکند؛ در دستان نجارانی که میدانند اتصالات چوبی چگونه به تغییرات فصلی پاسخ میدهند؛ در دستان گچکارانی که آهک را از روی حافظه مخلوط میکنند، نه بر اساس اندازهگیری؛ و در میان ساکنانی که آیینهای روزمرهشان این بناها را زنده نگه میدارد. وقتی این افراد آواره، کشته یا مجبور به ترک حرفههای خود میشوند، بازسازی با مشکلی مواجه میشود که هیچ نقشه یا مدل دیجیتالی نمیتواند آن را حل کند. سنگ را همیشه میتوان دوباره از معدن استخراج کرد، اما بازیابی دانش شکلدهی به آن، زمان بسیار بیشتری میبرد.
هماکنون که درگیریهای سوریه، عراق، لبنان و فلسطین از مرحله واکنش اضطراری به سمت بهبودی بلندمدت حرکت میکنند، پرسش دیگری پدیدار میشود. بازسازی اغلب با تعداد واحدهای مسکونی تحویل داده شده، زیرساختهای بازگردانده شده، یا بناهای تاریخی مرمتشده سنجیده میشود. اما این معیارها، پرسش بنیادینتری را نادیده میگیرند: بیست سال دیگر، چه کسی دانشِ تعمیر این مکانها را خواهد داشت؟ سازمانهای بینالمللی اکنون دریافتهاند که حفظ دانش معماری، مقولهای جدا از بازسازی نیست، بلکه یکی از وظایف اصلی آن به شمار میرود.
مستندسازی بهمثابه نخستین گام بازسازی
نخستین مرحله بازسازی، اغلب مدتها پیش از آغاز ساختوساز شروع میشود. در مناطق جنگی، مستندسازی خود به شکلی از حفاظت تبدیل میشود. هنگامی که ساختمانها غیرقابلدسترس هستند یا به تخریب خود ادامه میدهند، نقشهبرداریها، عکسها، فتوگرامتری، نقشهبرداری GIS و تاریخهای شفاهی، تنها سوابق باقیمانده از دانش معماری محسوب میشوند و نقطه شروعی برای بازسازی بسیاری از محوطههای آسیبدیده فراهم میآورند.
کتابخانه میراث دیرالزور در شرق سوریه، یکی از روشنترین نمونههای این رویکرد را ارائه میدهد. معماران و متخصصان حفاظت در سال ۲۰۱۸، درحالیکه درگیری همچنان ادامه داشت، این پروژه را تأسیس کردند. تیم پروژه با ابزاری اندک، تنها با گوشیهای هوشمند، لپتاپها و نرمافزار فتوگرامتری، خیابان اصلی تاریخی شهر را مستندسازی کرد و بناهای دوره عثمانی، بازارها، کلیساها، مساجد و خانههایی را که همواره در معرض تهدید بودند، نقشهبرداری نمود. برخی از این سازهها پس از زلزله سال ۲۰۲۳ آسیب بیشتری دیدند، و این امر، اسناد دیجیتال را به کاملترین مدارک موجود از معماری آنها تبدیل کرد. این ابتکار، فراتر از ساختمانها نیز رفت؛ ساکنان سابق خاطرات خود را به اشتراک گذاشتند، صاحبان مغازهها تاریخچههای خود را روایت کردند، و صنعتگران بازار نجاری، فنون خود را در کنار ساختمانها ثبت کردند و بدینترتیب، آرشیو را به ثبتکنندهای از دانش اجتماعی و مادی شهر بدل ساخت.
کار مشابهی هماکنون در سراسر سوریه توسط ابتکارات مستقل مانند آرشیو معماری مدرن در سوریه AMASyria، بنیاد توراثونا و رفقاطونا در حال شکلگیری است. این گروهها با منابع محدود و اغلب در چارچوبهای نهادی غیررسمی، مخازن دیجیتالی ایجاد کردهاند، بناهای در معرض خطر را ثبت کردهاند، نقشههای معماری را جمعآوری نمودهاند و پیش از ناپدید شدنشان، تاریخهای شفاهی را ضبط کردهاند. پروژه AMASyria که در سال ۲۰۱۸ بنیانگذاری شد، به اسناد و بهاشتراکگذاری تجربه معماری سوریه در قرن بیستم میپردازد و معتقد است که دسترسی عمومی به دانش و اولویتدادن به روایتهای محلی، در نوشتن تاریخ این سرزمین نقشی حیاتی ایفا میکند. بدینترتیب، بازسازی مدتها پیش از ورود جرثقیلها آغاز میشود.
از مستندسازی تا بازآفرینی دانش ضمنی
بااینحال، مستندسازی تنها بخشی از «هوش» یک بنا را حفظ میکند. نقشهها ابعاد را ثبت میکنند. اسکنها هندسه را ضبط میکنند. عکسها سطوح را به تصویر میکشند. اما هیچیک به طور کامل توضیح نمیدهند که یک طاق سنتی چگونه برپا میشود، ملات آهک چگونه برای سازگاری با اقلیم محلی تهیه میگردد، یا تکنیکهای تعمیر چندینساله چگونه در محل اجرا میشوند. معماری تاریخی به اشکالی از «دانش ضمنی» وابسته است که از طریق کارآموزی منتقل میشوند، نه از طریق مستندسازی. درگیری، دقیقاً همین زنجیرههای انتقال را قطع میکند.
محلههای تاریخی حلب این موضوع را بهوضوح نشان میدهند. تعمیر ساختمانهای آهکی آسیبدیده، نهتنها به مستندات معماری، بلکه به احیای تکنیکهای سنتی بنایی که قابلیت تطابق با ساختار اصلی را دارند، نیاز داشته است. درسهای مشابهی پس از انفجار بندر بیروت در سال ۲۰۲۰ نیز ظاهر شد. هزاران ساختمان تاریخی آسیب دیدند، اما بازسازی بهسرعت کمبود صنعتگران متخصصی را آشکار ساخت که با مواد سنتی و روشهای حفاظتی آشنایی داشتند. پروژههای مرمت، کار حفاظت را با کارآموزی برای معماران، نجاران و آهنگران همراه کردند و بدینترتیب، مرمت ساختمانها از تربیت افرادی که به کار نگهداری از آنها ادامه میدهند، جداییناپذیر شد.
پروژه BERYT در بیروت، نمونهای بارز از این رویکرد یکپارچه است. این پروژه که توسط UN-Habitat و با حمایت صندوق مالی لبنان و بانک جهانی اجرا شد، بر بازسازی ۱۲ ساختمان مسکونی باارزش تاریخی در محلههای رمیل، مدوار و اشرفیه متمرکز بود. در قلب این پروژه، بازسازی هویت معماری شهر و تضمین بازگشت ایمن خانوادهها به خانههایشان قرار داشت. کار مرمت بادقت به طرحهای اصلی معماری ارجاع داده شد و از مصالح و تکنیکهای سنتی برای بازگرداندن شخصیت اصلی بناها استفاده گردید.
این پروژهها به درک متفاوتی از میراث اشاره دارند. بناهای تاریخی را نمیتوان صرفاً از طریق تخصص وارداتی یا روشهای ساخت صنعتی بازآفرینی کرد. آنها به دانش محلی از مواد، شیوههای ساخت منطقهای، و صنایعی وابستهاند که طی نسلها تکامل یافتهاند؛ بنابراین، حفظ یک بنای تاریخی به معنای حفظ افرادی است که میدانند چگونه آن را تعمیر کنند.
برنامه «احیای روح موصل» : الگویی برای آموزش و اشتغال
برنامه «احیای روح موصل» یونسکو این ایده را در مرکز بازسازی قرار داده است. پس از تخریب گسترده این شهر، این ابتکار بهگونهای فراتر از یک پروژه حفاظتی طراحی شد. یونسکو در کنار مرمت بناهای تاریخی و خانههای قدیمی، با مرکز بینالمللی مطالعه حفاظت و مرمت آثار فرهنگی ICCROM همکاری کرد تا متخصصان جوان را آموزش دهد، تخصص حفاظتی را توسعه بخشد، از کارآموزی حمایت کند، و فرصتهای شغلی مبتنی بر تکنیکهای ساخت سنتی ایجاد نماید. هزاران شغل محلی از طریق فعالیتهای مرمت ایجاد شده است، درحالیکه برنامههای آموزشی تضمین کردهاند که دانش در درون جامعه باقی بماند و با مشاوران خارجی از کشور خارج نشود. در موصل، بازسازی، سرمایهگذاری در توانمندیهای آینده نیز است.
این برنامه با یک برنامه توسعه ظرفیت دو ساله در موصل همراه بود که با هدف توسعه تخصص محلی در زمینه بازیابی میراث، ۴۹ فارغالتحصیل جوان از دانشگاههای محلی در رشتههای مهندسی و معماری را آموزش داد تا به متخصصانی برای بازسازی میراث فرهنگی تبدیل شوند. یونسکو و ICCROM یک «راهنمای آموزشی برای بازیابی میراث در مناطق پس از جنگ» بر اساس کار میدانی گسترده در موصل و همکاری با دانشگاه موصل منتشر کردند. این راهنما که برای مخاطبان متنوعی از متخصصان تا دانشجویان تهیه شده، چارچوبی جهانی برای بازیابی میراث در مناطق جنگی ارائه میدهد.
آموزههای فراتر از مناطق جنگی
این درسها، بسیار فراتر از مناطق جنگی نیز قابلمشاهده است. «آمبولانس بناهای تاریخی» رومانی، رویکردی مشابه اما پیشگیرانه را ارائه میدهد. این پروژه باهدف ایمنسازی اورژانسی بناهای تاریخی در معرض خطر، فلسفهای عمداً متواضعانه دارد: بهاندازهای مداخله کند که ساختمان پابرجا بماند، درحالیکه همزمان دانشجویان، صنعتگران و جوامع محلی را در مهارتهای حفاظتی آموزش میدهد. این پروژه از سال ۲۰۱۶ بهعنوان پاسخی فوری به وضعیت وخیم میراث رومانی آغاز شد. به گزارش این پروژه، تاکنون ۹۰ بنای تاریخی در سطح کشور حفظ شده و بیش از ۱۰۰۰ داوطلب در تکنیکهای ساخت سنتی آموزشدیدهاند. هدف، صرفاً نجات بناهای منفرد نیست، بلکه بازسازی ظرفیت انسانی موردنیاز برای مراقبت از آنها در طول نسلهاست. میراث زمانی زنده میماند که سرپرستی به مهارتی محلی و مشترک تبدیل شود، نه مسئولیتی که بر عهده متخصصان دورادور باشد.
در سراسر این پروژهها، الگویی ثابت تکرار میشود. ساختمانها را اغلب میتوان از روی نقشهها، عکسها و مدلهای دیجیتال بازسازی کرد. اما بازیابی دانش تعمیر آنها بسیار دشوارتر است. این دانش از طریق کارآموزی، کارگاهها، عملکرد روزمره و انتقال مهارتها از نسلی به نسل دیگر زنده میماند. یک افق شهری ممکن است در عرض یک دهه بازگردد، اما بازیابی افرادی که میدانند چگونه آن را تعمیر کنند، ممکن است نسلها زمان ببرد. به همین دلیل، بازسازی شهرهای پس از جنگ، نه با جرثقیل که با بازسازی دانش آغاز میشود.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع