دیلی‌بولتندرگاه اخبار رسمی، اطلاعیه‌ها و بخشنامه‌ها
بایگانی رسمیاطلاعیه‌ها و اخبار نهادها
بازنشر از منابع رسمی
دیلی‌بولتن / شهرداری
اطلاعیهشهرداری تبریز

شهرسازی ایران در افق پیش‌رو؛ از برنامه‌ریزی کالبدی تا شکل‌دهی جوامع شهری توانمند و تاب‌آور

تاریخ انتشار: ۱۷ آبان ۱۴۰۵بخش: شهرداری
شهرسازی ایران در افق پیش‌رو؛ از برنامه‌ریزی کالبدی تا شکل‌دهی جوامع شهری توانمند و تاب‌آور
شهریار تبریز/ محمد جام کسری؛ «جوامع توانمند و پویا، بر پایه برنامه‌ریزی شکل می‌گیرند»؛ این شعار روز جهانی شهرسازی در سال ۲۰۲۶، فراتر از یک پیام مناسبتی، بر نقش بنیادین برنامه‌ریزی در شکل‌دهی به آینده شهرها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان تأکید دارد.در شرایطی که شهرهای ایران با مجموعه‌ای از چالش‌های…

شهریار تبریز/ محمد جام کسری؛ «جوامع توانمند و پویا، بر پایه برنامه‌ریزی شکل می‌گیرند»؛ این شعار روز جهانی شهرسازی در سال ۲۰۲۶، فراتر از یک پیام مناسبتی، بر نقش بنیادین برنامه‌ریزی در شکل‌دهی به آینده شهرها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان تأکید دارد.در شرایطی که شهرهای ایران با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده و درهم‌تنیده، از جمله تحولات جمعیتی و اقتصادی، بحران مسکن، نابرابری‌های فضایی، محدودیت منابع، بحران آب، مخاطرات زیست‌محیطی و تغییرات اقلیمی مواجه‌اند، بازاندیشی در مبانی، ساختار و کارکرد نظام شهرسازی کشور، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به شمار می‌رود.

به نظر می‌رسد، نخستین تحول بنیادین در این مسیر، بازتعریف ماهیت و کارکرد طرح‌های توسعه شهری و گذار از برنامه‌ریزی کالبدگرا و طرح‌محور به برنامه‌ریزی راهبردی، مسئله‌محور و تحقق‌پذیر است.طرح‌های جامع و تفصیلی، به‌عنوان اسناد هدایت و سامان‌دهی توسعه شهری، باید از قالب اسناد عمدتاً ایستا و کاربری‌محور فاصله گرفته و به چارچوب‌هایی منعطف، اجرایی و قابل پایش تبدیل شوند؛ چارچوب‌هایی که ضمن برخورداری از چشم‌انداز بلندمدت، از ظرفیت انطباق با تحولات محیطی و پاسخگویی به مسائل واقعی شهر برخوردار باشند. تحقق این رویکرد مستلزم پیوند مؤثر میان سیاست‌های فضایی، برنامه‌های اجرایی، نظام تأمین مالی و سازوکارهای پایش و ارزیابی است.

دومین ضرورت، تقویت حکمرانی یکپارچه و مشارکتی شهری است. تعدد نهادهای تصمیم‌گیر، تداخل وظایف و گسست میان سطوح برنامه‌ریزی و اجرا، از موانع اصلی اثربخشی سیاست‌ها و برنامه‌های شهری در کشور محسوب می‌شوند. شکل‌گیری جوامع شهری توانمند، مستلزم بازتعریف و بازآرایی مناسبات میان دولت، شهرداری‌ها و شوراهای اسلامی شهر، تقویت مدیریت محلی، ارتقای مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی نهادی و فراهم‌کردن زمینه مشارکت مؤثر شهروندان، نهادهای مدنی و بخش خصوصی در فرآیندهای تصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی و اداره شهر است. در چنین چارچوبی، حکمرانی شهری از مدیریت صرفاً اداری و بخشی فراتر رفته و به فرآیندی مبتنی بر همکاری، اعتماد متقابل و مسئولیت‌پذیری جمعی تبدیل می‌شود.

سومین تحول، تغییر جهت‌گیری از گسترش کمّی و افقی شهرها به سوی توسعه پایدار، بازآفرینی درونی و ارتقای کیفیت محیط شهری است. در شرایط محدودیت منابع طبیعی، تشدید بحران آب، فرونشست زمین و افزایش مخاطرات اقلیمی، اولویت‌بخشی به احیای بافت‌های ناکارآمد، حفاظت از میراث طبیعی و تاریخی، توسعه حمل‌ونقل عمومی، کاهش نابرابری‌های فضایی و ارتقای تاب‌آوری شهری اهمیتی فزاینده می‌یابد. در این رویکرد، شهر صرفاً مجموعه‌ای از فضاها، ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها نیست، بلکه بستری برای شکل‌گیری تعاملات اجتماعی، تحقق فرصت‌های برابر، تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای احساس تعلق شهروندان به محیط زندگی خود محسوب می‌شود.

چهارمین محور، تحول دیجیتال و استقرار نظام برنامه‌ریزی مبتنی بر داده و شواهد است. بهره‌گیری از سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی، هوش مصنوعی و ابزارهای نوین پایش و ارزیابی، می‌تواند ضمن ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری، زمینه شفافیت، پیش‌بینی تحولات و سنجش مستمر میزان تحقق اهداف و سیاست‌های شهری را فراهم سازد. بااین‌حال، فناوری به‌تنهایی تضمین‌کننده اثربخشی برنامه‌ها نیست و بهره‌گیری از ظرفیت آن مستلزم دسترسی به داده‌های معتبر، یکپارچه و به‌روز و همچنین برخورداری نهادهای مدیریت شهری از توان کارشناسی و زیرساخت‌های نهادی لازم است. در کنار این موضوع، اصلاح نظام تأمین مالی توسعه شهری، کاهش وابستگی به درآمدهای ناپایدار و ایجاد پیوند مؤثر میان برنامه‌ریزی فضایی، برنامه‌ریزی اقتصادی و نظام بودجه‌ریزی شهری، از الزامات اساسی تحقق برنامه‌های توسعه شهری به شمار می‌رود.

با وجود اهمیت این تحولات، نباید فراموش کرد که آینده شهرسازی ایران صرفاً با تدوین طرح‌های جدید، اصلاح دستورالعمل‌ها یا به‌کارگیری فناوری‌های نوین رقم نخواهد خورد. مسئله بنیادین، ایجاد پیوندی مؤثر میان دانش و اندیشه برنامه‌ریزی، نظام تصمیم‌گیری، سازوکارهای اجرایی و مشارکت اجتماعی است؛ پیوندی که بتواند برنامه‌ها را از سطح اسناد و اهداف مصوب به عرصه عمل و نتایج ملموس در زندگی شهروندان منتقل کند. به بیان دیگر، چالش اصلی نه صرفاً کمبود اسناد و برنامه‌ها، بلکه شکاف میان اندیشه، تصمیم و عمل در نظام شهرسازی کشور است.

در نهایت، آینده شهرسازی ایران نه با تعداد طرح‌های تدوین‌شده، بلکه با میزان توانایی نظام برنامه‌ریزی در ساختن شهرهایی انسانی‌تر، عادلانه‌تر، زیست‌پذیرتر و تاب‌آورتر سنجیده خواهد شد. تحقق چنین آینده‌ای مستلزم آن است که برنامه‌ریزی شهری را نه صرفاً ابزاری برای سازمان‌دهی کالبد و کاربری زمین، بلکه فرآیندی مستمر برای توانمندسازی جوامع، تقویت سرمایه اجتماعی و شکل‌دهی به آینده‌ای مشترک بدانیم. چراکه شهرهای پویا و جوامع توانمند، بیش از هر چیز، محصول برنامه‌ریزی آگاهانه، خرد جمعی و حکمرانی مسئولانه‌اند.

این اطلاعیه از شهرداری تبریز بازنشر شده است. متن رسمی و کامل در پایگاه منبع در دسترس است.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع

موارد مرتبط