فراتر از چمن و درخت: چهار گونه نوظهور در طراحی پارکهای شهری

شهریار تبریز/رضا عالشزاده: چهار گونه معاصر از این پارکها یعنی پارک جیبی، پارک خطی، پارک موضوعی و پارکهای زیرزمینی و غیرمتعارف به منزله چهار پاسخ متفاوت به این چالشها هستند. این نوشتار با استناد به نمونههای مستند از شهرهای مختلف جهان، ویژگیها، کارکردها و شرایط موفقیت هر یک را بررسی میکند،
پارک جیبی: انقلاب سبز در فضاهای خالی
پارک جیبی یا مینی پارک فضای سبز کوچکی است که معمولاً در زمینهای خالی، میان ساختمانها یا گوشههای شهری احداث میشود و بهصورت محلی برای استراحت، تعامل اجتماعی و زیباسازی محیط کاربرد دارد. این پارکها با مساحت محدود، اغلب در مناطق پرتراکم ساخته میشوند و نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی، افزایش سرانه فضای سبز و ارتقای زیستپذیری شهر ایفا میکنند.
نمونه شاخص: پالی پارک در نیویورک. پالی پارک که در تاریخ ۲۳ مه ۱۹۶۷ افتتاح شد، نخستین و مشهورترین پارک جیبی جهان محسوب میشود. این پارک بر زمینی به ابعاد حدود ۱۲ متر در ۳۰ متر در خیابان ۵۳ شرقی ساخته شد؛ زمینی که پیشتر محل باشگاه شبانه معروف «استورک کلاب» بود . ویلیام پالی، رئیس شبکه CBS حدود یک میلیون دلار برای ساخت و راهاندازی این پارک اهدا کرد و آن را به یاد پدرش، ساموئل پالی، نامگذاری نمود .
ویژگی متمایزکننده پالی پارک، آبشاری به ارتفاع حدود ۶ متر در انتهای فضاست که با صدای خود، سروصدای ترافیک خیابان را میپوشاند و فضایی آرام برای استراحت فراهم میکند. دیوارهای جانبی پارک با پیچک انگلیسی پوشیده شده و درختان اقاقیا سایهای بر فضای پارک ایجاد میکنند. صندلیها و میزهای سبک و قابلجابهجایی به بازدیدکنندگان اجازه میدهند فضای نشستن خود را مطابق میل تنظیم کنند؛ ویژگیای که ویلیام وایت در کتاب «زندگی اجتماعی فضاهای کوچک شهری» (۱۹۸۰) آن را عامل احساس مالکیت کاربران بر فضا دانسته است.
نمونه چینی: پارکهای جیبی تیانجین و شیان: کلانشهر تیانجین در شمال چین طی سالهای اخیر با ایجاد بیش از ۳۰۰ پارک جیبی در مناطق مسکونی، خیابانها و مراکز تجاری، فضاهای شهری کوچک را دوباره زنده کرده است. در شیان نیز برنامهای برای ایجاد یا بهسازی حداقل ۱۰۰ پارک جیبی و میدان سبز کوچک تدوین شده است. یک پارک جیبی معمولاً به فضای سبز کوچک گفته میشود که دارای ویژگیهایی مانند منظر باغ و امکانات تفریحی و ورزشی است. در یکی از نمونههای اجراشده در منطقه یانتا، زمینی که سالها بایر مانده بود به پارکی کوچک با عملکرد کامل تبدیل شد و به گفته یک ساکن، اکنون بسیاری از مردم برای استراحت، قدمزدن با کودک و حتی رقص شبانه به آنجا میروند.
انتخاب گیاهان سازگار با اقلیم محلی، وجود سیستم آبیاری یا استفاده از گونههای مقاوم به خشکی، مشارکت ساکنان در فرایند برنامهریزی، و طراحی متناسب با نیازهای محله از عوامل کلیدی موفقیت پارکهای جیبی هستند.
پارک خطی: بازآفرینی کریدورهای رهاشده
پارک خطی فضای سبزی است که در امتداد یک کریدور خطی مانند خطوط راهآهن متروکه، بزرگراههای تخریبشده یا مسیرهای صنعتی ایجاد میشود. این پارکها با الهام ازهایلاین نیویورک، راهکاری برای بازآفرینی زمینهای «عجیب و بدون استفاده» در بافتهای متراکم ارائه میدهند.
نمونه شاخص: پارک صدمین سالگرد کائویانگ در شانگهای نمونهای درخشان از تبدیل یک زمین رهاشده خطی به فضای عمومی زنده است: زمینی به طول ۸۸۰ متر و عرض تنها ۱۰ تا ۱۵ متر که پیشتر خط راهآهن باری و سپس بازار کشاورزی بود، با محدودیت حفاری بیش از یک متر و نگرانی از حریم خصوصی ساکنان مجاور روبهرو بود. طراحان با ابتکاری هوشمندانه فضا را به سه لایه همپوشان تقسیم کردند: یک «کانتینر اجتماعی» نیمهزیرزمینی در ارتفاع ۱.۴ متری برای نمایشگاه و رویدادهای محلی، سطح زمین با زمین بسکتبال و ایستگاههای استراحت، و یک مسیر پیادهروی معلق در ارتفاع ۳.۸ متری که همچونهایلاین، شهر را از بالا به تماشا میگذارد. آنچه این پروژه را از یک مداخله کالبدی صرف متمایز میکند، گفتوگوی واقعی با تمام ۱۱ جامعه مسکونی اطراف است که به طراحی لبههای متفاوت مانند دیوارهای مشبک و باز برای برخی محلهها و دیوارهای توپر برای حفظ حریم خصوصی برخی دیگر انجامید. نتیجه، فضایی است که در سال ۲۰۲۴ جایزه عالی IFLA AAPME را در حوزه سلامت اجتماعی و جامعه از آن خود کرد و ثابت کرد که حتی باریکترین زمینهای رهاشده نیز میتوانند با طراحی چندلایه و مشارکت واقعی، به قلب تپنده یک محله تبدیل شوند.
نمونه اروپایی: پارک لینیه در بخارست: در بخارست، یک خط راهآهن رهاشده که مملو از زباله بود، به یک پارک خطی تبدیل شده است. این پارک که پارک لینیه نامگرفته، در صورت تکمیل به ۴.۲ کیلومتر خواهد رسید و حدود ۱۷ هکتار وسعت خواهد داشت و به گفته منابع، طولانیترین پارک خطی اروپا خواهد بود. فرایند طراحی با مشارکت گسترده جامعه همراه بود. بیش از ۴۵ نفر در جلسات حضوری و بسیاری دیگر در جلسات آنلاین شرکت کردند، بیش از ۴,۰۰۰ نفر به پرسشنامههای آنلاین پاسخ دادند (با اوج ۳,۶۰۰ نفر در یک روز)، و بیش از ۷۰ نفر تلاش کردند پارک را با اپلیکیشن اختصاصی طراحی کنند. این مشاوره واقعی نتایجی فراتر از انتظار اولیه به همراه داشت: مردم نهفقط فضای سبز، بلکه مسیرهای دوچرخه، زمینهای تنیس و موارد دیگر را نیز درخواست میکردند. فاز اول در ژوئن ۲۰۲۳ و فاز دوم در آوریل ۲۰۲۴ افتتاح شد و فاز سوم (۸. ۵ هکتار) در حال تکمیل است.
گفتنی است طراحی چندلایه برای استفاده حداکثری از عرض محدود، حفاظت از حریم خصوصی ساکنان مجاور، مشارکت جوامع محلی در طراحی، و پیوند با شبکههای حملونقل عمومی از عوامل کلیدی هستند.
پارک موضوعی: از سرگرمی صرف تا هویت فرهنگی و آموزش
پارک موضوعی پارکی است که تمام عناصر طراحی آن از معماری و محوطهسازی تا بازیها و برنامهها حول یک موضوع یا روایت خاص سازماندهی شده است. برخلاف پارکهای سنتی که امکانات تفریحی را بهصورت پراکنده ارائه میدهند، در پارک موضوعی یک ایده یا داستان واحد کل تجربه بازدیدکننده را هدایت میکند. این تعریف، طیف گستردهای از پارکها را در بر میگیرد: از پارکهای عظیم سرگرمی با میلیونها بازدیدکننده سالانه تا پارکهای کوچک فرهنگی که هویت یک محله یا شهر را بازتاب میدهند.
پارکهای موضوعی بزرگ و سرگرمیمحور: در سطح جهانی، این پارکها نهتنها مقاصد گردشگری مهمی هستند، بلکه بهعنوان صنعتی چندمیلیارددلاری عمل میکنند. بر اساس گزارش انجمن سرگرمی موضوعی (TEA) برای سال ۲۰۲۴، ۲۵ پارک موضوعی پربازدید جهان در مجموع ۲۴۶ میلیون بازدیدکننده داشتهاند که رشد ۲.۴ درصدی را نشان میدهد. در صدر فهرست، Magic Kingdom در اورلاندو با ۱۷.۸۳ میلیون بازدیدکننده قرار دارد. حضور پررنگ پارکهای آسیایی از جمله بابا Shanghai Disneyland ( ۱۴.۷میلیون) و Chimelong Ocean Kingdom چین (۱۲.۶۲ میلیون) نشاندهنده رشد سریع این بازار در آسیاست. این پارکها عمدتاً توسط شرکتهای خصوصی چندملیتی اداره میشوند و نقش شهرداری در این سطح، بیشتر در تسهیل زیرساختهای دسترسی و برنامهریزی کاربری زمین پیرامون آنها خلاصه میشود.
پارکهای موضوعی کوچک و فرهنگمحور
در نقطه مقابل، دسته دیگری از پارکهای موضوعی قرار دارند که هدفشان نه جذب تودههای گردشگری، بلکه بازتاب هویت محلی، آموزش و تقویت حس تعلق است. نمونه شاخص، باغهای موضوعی پارک دلاویلت پاریس است که در آن برنارد چومی ۱۰ باغ موضوعی را در سایت ۱۳۵ هکتاری پراکنده کرد تا بازدیدکنندگان بهطور تصادفی با آنها مواجه شوند. این پارک از میان بیش از ۴۷۰ طرح در مسابقه بینالمللی ۱۹۸۲-۱۹۸۳ انتخاب شد و بهجای پیروی از الگوی پارکهای تصویری سنتی، فضایی باز برای کاوش و کشف طراحی کرد . نمونه دیگر، پارک مینیاتوری استانبول با مساحت ۶۰,۰۰۰ مترمربع است که بناهای تاریخی بیزانس، عثمانی و ترکیه مدرن را در مقیاس کوچک به نمایش میگذارد و اطلاعات آموزشی درباره آنها ارائه میدهد . نمونه داخلی پارک مینیاتوری در تبریز وجود دارد.
تجربه پارکهای موضوعی موفق سه اصل کلیدی را نشان میدهد: پیوند با هویت محلی نه موضوعات وارداتی، مشارکت جامعه در طراحی، و تعادل میان سرگرمی و آموزش. بااینحال، این رویکرد با نقدهایی نیز مواجه است؛ تمرکز افراطی بر «موضوع» میتواند به سادهسازی فرهنگ یا تاریخ منجر شود و پارکهای بزرگ میتوانند تغییرات اجتماعی - اقتصادی نامطلوبی در محلههای اطراف ایجاد کنند؛ بنابراین، «موضوع» بهخودیخود ضامن کیفیت یا پایداری یک پارک نیست؛ بلکه نحوه انتخاب موضوع، فرایند طراحی، و مدیریت اثرات اجتماعی تعیینکننده موفقیت بلندمدت آن است. البته در مورد پارکهای تفریحی حوزه کودکان، ایدههای جهانی مثل پارک ژوراسیک و دیزلیلند از محبوبیت بیشتری برخوردار است.
پارکهای زیرزمینی و غیرمتعارف: فضاهای سبز در مکانهای نامنتظره
با کمبود زمین در شهرهای متراکم، رویکردهای نوآورانهای برای ایجاد پارک در فضاهایی که معمولاً برای این منظور در نظر گرفته نمیشوند، شکل گرفته است: زیر پلهای بزرگراه، روی پشتبام ساختمانها، در فضاهای زیرزمینی یا در زمینهای صنعتی رهاشده.
نمونه شاخص: پارک ساحلی نیوجیائوتو در چونگکینگ، چین در زمینی به مساحت ۲۳,۰۰۰ مترمربع و با سرمایهگذاری ۳ میلیون یوان ساخته شده است. این فضا در زیر تقاطع نیوجیائوتو و خطوط ۲ و ۳ مترو قرار دارد و قبلاً محل انباشت زباله و مواد زائد پروژههای عمرانی بوده است. شهرداری با استفاده از سنگهای دورریز، پلهها و مبلمان پارک را ساخت و با بهرهگیری از ستونهای پل بالایی و پایههای کانال زهکشی زیرین، سبکی منحصربهفرد شبیه به «جنگل بتنی ایجاد کرد. این پارک بیش از ۵۰ گونه گیاهی و بیش از ۲۰,۰۰۰ گیاه دارد.
با این حال، ارزیابیهای بعدی چالشهای این پارک را آشکار کرده است. پژوهش سال ۲۰۲۲ دانشگاه چونگجیائو تونگ نشان داد که پارک فقط در نقشههای الکترونیکی قابلجستجو است، دسترسی ضعیفی دارد، بسیاری از ساکنان محلی از وجود آن بیاطلاعاند، فضای پارک تاریک است، بهداشت محیطی ضعیفی دارد و تجهیزات ایمنی حفاظتی در آن وجود ندارد. این یافتهها نشان میدهند که صرفِ «نامتعارف بودن» فضا، تضمینکننده موفقیت یک پارک نیست؛ بلکه نورپردازی، دسترسی، ایمنی و نگهداری از شرایط ضروری هستند که در نمونه نیوجیائوتو نادیده گرفته شدهاند.
در مورد این نوع پارکها میتوان گفت که نورپردازی مناسب، تهویه، ایمنی و دسترسی از چالشهای اصلی این پارکها هستند. طراحی باید بهگونهای باشد که محدودیتهای فضا (نور کم، ارتفاع محدود، ستونهای سازهای) را به ویژگیهای زیباییشناختی و تجربی تبدیل کند، نه اینکه آنها را پنهان سازد. تجربه نیوجیائوتو نشان میدهد که بدون توجه به این شرایط، حتی خلاقانهترین ایدهها نیز میتوانند به فضایی رهاشده و ناامن تبدیل شوند.
چهار گونه بررسیشده نشان میدهند که طراحی پارک شهری از یک الگوی واحد فاصله گرفته و به سمت پاسخهای زمینهمحور و متنوع حرکت کرده است. پارک جیبی با حداقل زمین، حداکثر دسترسی محلی را فراهم میکند؛ پارک خطی زمینهای رهاشده و خطی را به کریدورهای سبز و اجتماعی تبدیل میکند؛ پارک موضوعی در مقیاس کوچک و فرهنگی—هویت و روایت را به فضای سبز پیوند میزند؛ و پارکهای زیرزمینی و غیرمتعارف فضاهایی را که بهعنوان «زائد» تلقی میشدند به سرمایه شهری بدل میکنند. وجه مشترک همه اینگونهها، پاسخ به محدودیت است: محدودیت زمین، محدودیت بودجه، محدودیت شکل سایت، و محدودیت دسترسی و در همه آنها، مشارکت جامعه محلی و طراحی زمینهمحور و نه کپیبرداری از الگوهای وارداتی بهعنوان شرایط کلیدی موفقیت ظاهر میشود. تجربه نیوجیائوتو همچنین هشدار میدهد که خلاقیت در انتخاب فضا، بدون توجه به نیازهای بنیادین کاربران (نور، دسترسی، ایمنی)، نمیتواند به یک فضای عمومی موفق منجر شود.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع