هزاره مقبرةالشعرا؛ طرحی که نباید در یک رویداد خلاصه شود

شهریار تبریز/ بیژن آقابیگی: رویدادی با ژرفای ده قرن، هرگز در ظرف چند جشن تشریفاتی، چند بنر شهری و سخنرانیهای کلیشهای مدیران نمیگنجد؛ این هزاره آزمونی است خونین برای اینکه بفهمیم آیا دوم دیماه تنها نقطهای بیرمق در تقویم خواهد بود، یا تازیانهای برای پایان دادن به فرافکنی دستگاهها و آغاز یک رنسانس ساختاری در کالبد تبریز؟
۱- واکاوی ابتکار پارلمان شهری؛ گذار از «تکنوکراسی بیروح» به «عقلانیت هویتی» پیشنهاد و خیزش گفتمانی برخاسته از صحن علنی شورای اسلامی شهر تبریز، بهویژه ابتکار حجتالاسلام رسول برگی در بازخوانی پیشینهٔ هزارهٔ مقبرةالشعرا و تعیین زمان دوم دیماه برای رونمایی این طرح از سوی شهردار تبریز، نشانهای آشکار از بازگشت تفکر هویتمحور به رأس اولویتهای شهری است.
سالها بود که پارلمانهای محلی در چنبرهٔ تکنوکراسی صرف، بودجهنویسیهای روزمره، جدولگذاری و پروژههای فرسایندهٔ بتنی گرفتار مانده بودند و کمتر مجالی برای مفاهیمی چون «تاریخمندی شهر» و «حق بر شهر معنایی» باقی میماند. یادآوری این هزاره در صحن پارلمان، زنگ هشداری بود مبنی بر اینکه کالبد بدون روح، شهری مسخشده و ازخودبیگانه پدید میآورد. با این حال، آزمون بزرگ پارلمان شهری دقیقاً پس از طرح مسئله آغاز میشود: شورا باید از ساحت خطابه و نطقهای پیش از دستور، به ساحت ریلگذاری حقوقی، الزام نهادهای بالادستی و نظارت برنامهمحور تغییر فاز دهد.
۲- ایستادگی یعقوب هوشیار، شهردار تبریز و آسیبشناسی جزیرهای بودن دستگاهها در دیگر سوی میدان مدیریت شهری، تأکید صریح و مطالبهگرانهٔ او مبنی بر لزوم «تعیینتکلیف نهایی تکالیف دستگاههای مسئول»، به معنای انگشتنهادن بر اصلیترین گره تاریخی پروژه است. مقبرةالشعرا دهههاست که تاوان چندپارگی مدیریتی، تعارض اختیارات و فرافکنی تکالیف میان پایتخت و استان را پس میدهد.
شهرداری تبریز در تمام این سالها عملاً بار مالی، عمرانی و پاسخگویی اجتماعی پروژهای را به دوش کشیده که طبق قوانین مصرح کشور، تکلیفی بیندستگاهی و حاکمیتی به شمار میرود. اصرار شهردار بر شفافسازی سهم نهادها، نه یک چانهزنی مرسوم بوروکراتیک، بلکه شرط بقا و نجات پروژه از فرسایش ۲۰ ساله است.
۳- هندسهٔ حقوقی و تکالیف مصرح قانونی دستگاهها اگر قرار است دوم دیماه آغاز یک جریان مستمر باشد، باید نسبت حقوقی دستگاهها بر پایه قوانین فرادستی شفاف شود:
وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی
مستند به ماده ۳ قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی–فرهنگی (مصوب ۱۳۹۸) و وظایف اساسنامهای خود، موظف است نسبت به بازنگری و ابلاغ طرح ویژه حفاظت و مرمت مقبرةالشعرا و حریم منظری آن اقدام کند. این وزارتخانه مکلف است از محل اعتبارات مرمت، ساماندهی بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی (مندرج در لوایح و قوانین بودجه سنواتی کل کشور ذیل اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای وزارتخانه) و همچنین ظرفیت بندهای مربوط به توسعه زیرساختهای گردشگری، ردیف اعتباری مستقل، شفاف و تخصیصیافته به مقبرةالشعرا اختصاص دهد، نه آنکه صرفاً به نظارتهای ایستا بسنده کند.
وزارت راه و شهرسازی (شرکت بازآفرینی شهری ایران)
طبق مواد ۲ و ۴ قانون حمایت از احیاء، بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری (مصوب ۱۳۸۹) و مصوبات شورایعالی شهرسازی و معماری ایران در خصوص بافتهای واجد ارزش، شرکت بازآفرینی شهری مکلف به تأمین سرانههای خدماتی، ارتقای زیرساختها و مشارکت در تأمین مالی بازآفرینی پیرامون پهنهٔ مقبرةالشعرا است. استفاده از ردیفهای اعتباری ساماندهی و بازآفرینی شهری جهت اتصال بافت تاریخی سرخاب به این مجموعه، تعهد قانونی این وزارتخانه به شمار میرود.
سازمان اوقاف و امور خیریه
با توجه به سابقه وقفی اراضی پیرامونی و گورستانهای تاریخی سرخاب، سازمان اوقاف طبق موازین قانونی و احکام وقف موظف است در قالب مدلهای مشارکتی احیا یا بهرهبرداری عمومی فرهنگی، اراضی در اختیار را در هماهنگی کامل با طرح توسعه پیرامون مقبرةالشعرا آزاد یا بازتعریف کاربری نماید، بیآنکه این پهنه را به گره حقوقی و مالی طرح بدل سازد.
شهرداری و شورای اسلامی شهر تبریز
شهرداری بر اساس بندهای ۱، ۲۰ و ۲۲ ماده ۵۵ قانون شهرداریها و وظایف نوسازی شهری، متولی فضاسازی کالبدی، احداث فضاهای سبز عمومی، ساماندهی معابر و زیستپذیری محیطی است. اما شهرداری «تنها مجری» نیست؛ شورا باید منابع مصوب سالانه شهرداری را مشروط به تزریق متناظر اعتبارات سهم دولت (میراث فرهنگی و راه و شهرسازی) نماید تا الگوی ناعادلانهٔ «تحمیل هزینههای ملی به درآمدهای محلی شهروندان تبریز» شکسته شود.
۴- درسآموختههای بینالمللی؛ الگوی همافزایی نهادی بررسی تجارب موفق جهانی نشان میدهد که ابرپروژههای بازآفرینی فرهنگی و هویتی، هرگز محصول تصمیمات جزیرهای و تکنهادی نبودهاند، بلکه بر پایهٔ ائتلافهای استراتژیک و تقسیم کار بیندستگاهی شکل گرفتهاند.
برای نمونه، در دره فرهنگی مولانا در قونیه، پروژه پیوند حرم تاریخی با بافت پیرامون و تبدیل آن به کانون گردشگری عرفانی، با تقسیم نقش دقیقی میان نهادهای متولی اجرایی شد؛ به طوری که «شهرداری کلانشهر قونیه» مسئولیت تملک اراضی، طراحی شهری، پیادهراهسازی و مدیریت زیرساختها را بر عهده گرفت، «وزارت فرهنگ و گردشگری ترکیه» مدیریت موزه، حفاظت از بنا و برگزاری آیینهای سالانه (مانند شب عرس) را راهبری کرد و «وزارت محیطزیست و شهرسازی» تأمین اعتبارات ملی بازآفرینی پهنه پیرامونی را تقبل نمود. این مدل نشان میدهد که چگونه تفکیک مرز مداخله شهرداری و وزارتخانههای ملی، یک رویداد مناسبتی را به زنجیرهای پایدار از اقتصاد گردشگری مبدل میسازد.
تجربه دیگر در پایتخت ادبیات یونسکو، ادینبرو در اسکاتلند، تجسم بارز مدیریت یکپارچه کالبدی و تاریخی است. در این شهر، حفاظت و بازآفرینی بافتهای کهن و جدید تحت نظارت یک نهاد امانی مستقل به نام «میراث جهانی ادینبرو» (EWH) اداره میشود که تأمین مالی آن به صورت دوگانه و مستمر از سوی نهاد دولتی حفاظت از محیط تاریخی (HES) و شورای شهر ادینبرو صورت میگیرد. مشارکت فعال بنیادهای خیریه و اوقافی در بازگرداندن درآمدهای محلی به چرخه مرمت، این شهر را از روزمرگی اداری نجات داده است.
همچنین در تجربه کلاسیک بیلبائو در اسپانیا، تحولآفرینی از طریق بازآفرینی بستر فرسوده رودخانه و نمادسازی فرهنگی (موزه گوگنهایم)، با ائتلافی سهجانبه محقق شد: «دولت منطقهای باسک» هزینه سنگین ساخت و ایجاد صندوق خرید آثار را متقبل گردید، «شورای شهر بیلبائو» ضمن تأمین زمین، زیرساختهای محیطی و حملونقل پیرامون را آماده ساخت و «بنیاد سولومون گوگنهایم» مدیریت تخصصی و تبادلات بینالمللی را به ارمغان آورد.
این تجارب جهانی به روشنی گواهی میدهند که رستاخیز مقبرةالشعرا در تبریز نیز نیازمند خروج از انحصار شهرداری و شکلگیری همین ائتلاف مستحکم و مبتنی بر وظایف قانونی میان دولت ملی و مدیریت محلی است.
۵- گریز از تلهٔ «جشنزدگی»؛ ارکان سهگانه ساختارسازی برای بعد از دوم دی ماه، اگر رونمایی از این پروژه فرهنگی، تاریخی، ادبی، هنری و اجتماعی در دوم دیماه به توزیع لوح تقدیر، گلباران و همایشهای کماثر اداری محدود شود، قطعاً گرفتار پدیدهٔ مخرب «جشنزدگی کوتاهمدت» شدهایم. برای تثبیت رنسانس فرهنگی تبریز، دوم دیماه باید خروجیهای ساختاری مشخص داشته باشد:
تأسیس «بنیاد بینالمللی مقبرةالشعرا» (ساختار حقوقی پایدار)
راهاندازی ساختاری با شخصیت حقوقی مستقل و هیئتامنایی متشکل از شهردار، رییس شورا، نمایندگان وزرای میراث فرهنگی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، دانشگاهیان و نخبگان تبریز. این بنیاد باید پیوند خواهرخواندگی فرهنگی میان مقبرةالشعرا و مراکز ادبی جهان (قونیه، شیراز، ادینبرو و بخارا) را مدیریت کند و به مدیریت سلیقهای و دورهای خاتمه دهد.
تصویب پیوست بودجهای سهجانبه (مالیه شفاف)
شورای اسلامی شهر تبریز و مجمع نمایندگان استان در مجلس باید تعهدنامه و میثاقنامهای مصوب کنند که طی آن، سهم ریالی «شهرداری تبریز»، «ردیفهای بازآفرینی وزارت راه» و «ردیفهای حفاظتی وزارت میراث فرهنگی» بهصورت مشخص و متوازن در لوایح بودجه سالانه گنجانده و ثبت گردد.
تحقق کمربند اکوپارک فرهنگی سرخاب (پیوست کالبدی)
دوم دیماه باید کلنگ آغاز طرح اتصال پیادهمدار مقبرةالشعرا به بستر رودخانه مهرانهرود و از سوی دیگر به دامنهٔ عینالی باشد، تا بنا از یک جزیرهٔ ایزوله و محصور میان ترافیک سواره به شریان زندگی مدنی، فضاهای جمعی و اقتصاد محلی تبریز گره بخورد.
در نهایت باید اذعان داشت که صدای چهارصد شاعر و عارف آرمیده در دل سرخاب—از قطران تا خاقانی، از اسدی طوسی تا همام و شهریار—با نطقهای اداری احیا نخواهد شد؛ این صدا زمانی طنینانداز میشود که ارادهٔ سیاسی و حقوقی مدیریت شهری و ارکان حکمرانی ملی پای تعهدات مکتوب بنشیند.
رویداد دوم دیماه فراخوانی است برای پایان دادن به بلاتکلیفی تاریخی مقبرةالشعرا؛ تاریخی که باید نه بر مدار «فرصتسوزی اداری»، بلکه بر پایهٔ «بنیانگذاری ساختاری استوار» برای قرنهای آینده ورق بخورد.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع