دادهها و تعاملپذیری؛ دو رکن اساسی تحول و پایداری مدیریت شهری

شهریار تبریز/آذر کریم زاده: شهرها و سرزمینهای هوشمند در کانون دغدغهها و چالشهای زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارند؛ موضوعی که مستلزم اجرای ابتکارات و سرمایهگذاریهایی در ابعاد فنی، انسانی و مالی است. بنابراین، حکمرانی دادهها چه چشمانداز واقعیای را دنبال میکند و در کوتاهمدت یا بلندمدت چه دستاوردها و چشماندازهایی را نوید میدهد؟ همانگونه که دنیای دیجیتال شیوههای سازماندهی شهر هوشمند را متحول کرده است، نمونههای مربوط به حکمرانی دادهها نیز نشان میدهند که این رویکرد در جهت بازتعریف و نوسازی روابط میان فعالان مختلف زندگی اجتماعی حرکت میکند.
با تکامل مستمر فناوریها و اجرای طرحها و آزمایشهای میدانی، و با توجه به حضور گسترده حسگرهای متصل در زندگی و فعالیتهای روزمره ما، دنیای دادهها به موارد زیر کمک میکند:
- تقویت همکاری و همبستگی میان شهروندان، مسئولان منتخب و نهادهای زیستمحیطی آنها در زمینه تصمیمگیری درباره تحولات و دگرگونیهای شهر هوشمند؛
- انتخاب راهکارهای سازگارشونده و خدمات مبتنی بر توسعه پایدار در راستای اهداف تابآوری شهر هوشمند؛
- تسهیل نظارت و نگهداری شبکههای توزیع آب، برق، گاز و ارتباطات؛
- بهینهسازی زیرساختهای حملونقل عمومی و فضاهای پارکینگ.
ارزشآفرینی دادهها و رعایت حریم خصوصی شهروندان
امروزه به نظر میرسد نمیتوان نسبت به موضوع باز بودن و دسترسپذیری دادهها بیتفاوت بود؛ چراکه نظامهای مدیریت سرزمین و فناوریها، بیش از پیش حول این موضوع راهبردی شکل گرفته و با یکدیگر پیوند خوردهاند. با این حال، چه از منظر شهر هوشمند و حملونقل و جابهجایی متناسب با نیازهای آن، چه از منظر مدیریت منابع آب در شهر هوشمند و چه از منظر تلاش شهر هوشمند برای کاهش هزینههای انرژی، پیشرفت لزوماً به معنای دخالت و ورود به حریم خصوصی شهروندان نیست. در واقع، مسئله پیش از هر چیز، ایجاد همکاری میان نهادهای عمومی، شرکتها و سازمانهای خصوصی با هدف بهرهگیری از هوش مصنوعی در خدمت رفاه و آسایش همگان است.
همچنین باید توجه داشت که دادهها در هیچ شرایطی قابل انتشار یا انتقال نیستند اگر انتشار آنها موجب خدشه به حفاظت از حریم خصوصی، رازداری پزشکی، حقوق مالکیت فکری، اسرار صنعتی و تجاری، اسرار مربوط به دفاع ملی، امنیت کشور، امنیت عمومی، امنیت افراد و همچنین امنیت سامانههای اطلاعاتی دستگاههای دولتی و اداری شود.
اگر فناوریهای اطلاعات و ارتباطات در قلب حکمرانی شهر هوشمند قرار دارند، دلیل آن توانمندیهای چشمگیر این فناوریها در نوآوری و تحول مستمر است. این زیرساختها به لطف قابلیت تعاملپذیری خود، به بهبود کیفیت زندگی افراد در جامعه کمک میکنند. در شهرهای هوشمند، این امر به معنای مدیریت خدمات شهری متناسب با نیازهای نسلهای کنونی و آینده در تمامی حوزههای زندگی روزمره است؛ خواه در زمینه اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی یا فرهنگی.
تعاملپذیری چیست؟ برای درک واقعی مفهوم شهر هوشمند و ویژگیهای آن، لازم است با مفهوم تعاملپذیری آشنا شویم و اهمیت چالشها و مسائل مرتبط با آن را درک کنیم. پیش از آنکه به دنبال اتصال حسگرهای متعدد موجود در شبکه اینترنت اشیا باشیم، تمامی نقش آفرینان فرایند طراحی شهر هوشمند باید دادههای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند، گفتوگو و همکاری را آغاز کنند و این تعامل را در طول زمان ادامه دهند. تعاملپذیری عموماً به معنای نوعی ترکیب و یکپارچهسازی فناوریهای اطلاعاتی است که امکان میدهد اطلاعات پیش از انجام تحلیل متمرکز، با یکدیگر تطبیق داده شده و مورد مقایسه و پردازش متقابل قرار گیرند. این فرایند که با اعتماد شهروندان و مسئولان محلی انجام میشود، نخستین گام در جهت کاهش چشمگیر هزینههای پیادهسازی و پایداری زیرساختها و خدمات شهری به شمار میرود.
نمونههای عملی در این زمینه بسیارند:
- جابجایی و حملونقل شهروندان با رعایت پاکیزگی و سرعت؛
- حفاظت از کیفیت آب و هوا؛
- جمعآوری متناسب با نیاز زبالهها؛
- تسهیل مدیریت تحویل کالا در داخل محدوده شهری؛
- روشنایی معابر عمومی متناسب با میزان تردد در خیابانها و بلوارها.
چرا تعاملپذیری برای شهر هوشمند یک چالش محسوب میشود؟
تنها با اجرای طرحهای شهر هوشمند یا شهر پایدار میتوانیم جمعیت را در محدودهای مشخص متمرکز کنیم و در عین حال، شرایط زندگی را تا حد امکان بهینه سازیم، بدون آنکه به محیط زیست و سیاره آسیب وارد شود. اگر تعاملپذیری جزء جداییناپذیر شهر هوشمند و هوش مصنوعی است، این مفهوم در عمل چگونه نمود پیدا میکند؟
- استفادهکنندگان از حملونقل عمومی از طریق تلفنهای هوشمند خود ثبتنام میکنند و اعلانهایی درباره مسیر سفرشان را بهصورت لحظهای دریافت میکنند.
- شبکههای توزیع برق تغییرات در الگوهای رفتاری ساکنان را شناسایی میکنند تا مصرف انرژی خانوارها را بهینه سازند.
- هوش مصنوعی فرسودگی و خرابی تجهیزات را پیش از وقوع شناسایی و پیشبینی میکند.
- سامانه اینترنت اشیا میان درگاه نظارتی و حسگر تشخیص نفوذ، تعامل ایجاد میکند.
در نهایت، حکمرانی مؤثر دادهها و تعاملپذیری میان سامانهها، نقش مهمی در بهبود مدیریت شهری، ارتقای کیفیت خدمات عمومی و استفاده بهینه از منابع ایفا میکند. تحقق این اهداف مستلزم همکاری مستمر میان نهادهای دولتی، شرکتهای خصوصی و شهروندان، همراه با رعایت اصول حفاظت از حریم خصوصی، امنیت اطلاعات و اعتماد عمومی است. با ایجاد زیرساختهای هماهنگ و تسهیل تبادل مسئولانه دادهها، میتوان زمینه را برای توسعه پایدار، کاهش هزینهها و افزایش رفاه شهروندان فراهم کرد.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع