مهار گازهای مشعل؛ راهکار نجات ناترازی و جهش اقتصاد ملی

به گزارش خبرنگار مهر،طرح جمعآوری ۳۶ میلیون مترمکعب گاز مشعل راه نجات ناترازی و جهش اقتصاد ملی است.سوزاندن گازهای همراه نفت در مشعلهای خشکی و فراساحلی، دهههاست که به عنوان یکی از چالشهای بزرگ ساختاری، اقتصادی و زیستمحیطی در صنعت نفت ایران خودنمایی میکند.
این مشعلهای روشن نهتنها منابع عظیم و تجدیدناپذیر هیدروکربوری کشور را به خاکستر و آلایندههای خطرناک تبدیل میکنند، بلکه فرصتهای سالانه میلیاردها دلار درآمدزایی، اشتغال پایدار و تأمین سوخت و خوراک صنعتی را از بین میبرند. در شرایطی که اقتصاد انرژی کشور در فصول سرد سال با کسری شدید و ناترازی روزانه بیش از ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز طبیعی مواجه است و نهادهای اجرایی ناچار به اعمال محدودیت شدید یا قطع گاز صنایع پتروشیمی، فولاد و نیروگاهها میشوند، مهار گازهای فلر به یک اولویت راهبردی حیاتی برای امنیت انرژی تبدیل شده است. پیگیریهای مستمر و هفتگی رئیسجمهور و اعلام هدفگذاری صریح شرکت ملی نفت ایران مبنی بر جمعآوری ۳۶ میلیون مترمکعب گاز مشعل تا پایان سال، عزم جدی حاکمیت را برای تغییر این موازنه به نمایش گذاشته است.
ابعاد کلان و کارنامه اجرایی طرحهای جمعآوری گازهای مشعل
بر پایه تازهترین آمار و ارقام رسمی منتشرشده از سوی شرکت ملی نفت ایران، ابعاد کلان پروژههای تعریفشده و قراردادهای منعقدشده از گستردگی قابل توجهی برخوردار است. حجم کل گازهای فراخوانشده در قالب ۳۶ بسته قراردادی با نرخ پایه صفر به رقم چشمگیر ۷۳۰ میلیون فوتمکعب در روز رسیده است که با هدف ایجاد جذابیت حداکثری برای ورود سرمایهگذاران بخش خصوصی طراحی شده است.
تاکنون بیش از ۳۰ نوبت مزایده تخصصی برگزار شده که ثمره آن انعقاد ۲۳ بسته قراردادی جمعآوری گازهای همراه به ارزش کلی ۹۵۳ میلیون دلار بوده است. اهداف عملیاتی این فاز شامل خاموش شدن قطعی ۵۷ مشعل فعال، جذب سرمایهگذاری مصوب بالغ بر ۱.۱ میلیارد دلار، ایجاد ۱۶۰۰ فرصت شغلی مستقیم و مولد، و کسب درآمد سالانه ۸۰۰ میلیون دلار برای اقتصاد کشور است. در جریان فعالیت دولت چهاردهم، حجم قابل توجهی معادل بیش از ۳۳۰ میلیون فوتمکعب گاز جمعآوری شده و برای ماههای باقیمانده سال نیز برنامه جامع و مدونی جهت جمعآوری حدود ۴۰۰ میلیون فوتمکعب دیگر در مناطق کلیدی نظیر آغاجاری، شرق کارون، غرب کارون و دزفول شمالی تدوین و به مرحله اجرا درآمده است.
نقشآفرینی میادین خشکی و پروژههای فراساحلی در زنجیره تولید
توزیع جغرافیایی طرحهای مهار گازهای مشعل در میادین حیاتی مناطق نفتخیز جنوب نظیر اهواز، رگسفید، بیبیحکیمه، هفتشهیدان، کوپال و آغاجاری تمرکز یافته و هر کدام با بستههای مشخص اجرایی دنبال میشوند. به عنوان نمونه، سه بسته اهواز ۳ و ۴ با حجم حدود ۴۰ میلیون فوتمکعب در روز، با ایجاد نخستین اسکید توسط سرمایهگذار خارجی جهت تولید NGL و LPG با قابلیت واگذاری به شرکت ملی نفت همراه شده است. همچنین در بخش فراساحلی خلیجفارس، پروژههای عظیمی نظیر جمعآوری گاز سکوی سلمان با ظرفیت ۱۳۰ میلیون فوتمکعب و برآورد سرمایهگذاری ۱۲۰ میلیون دلار، تکمیل پروژه بزرگ NGL خارک با ظرفیت ۳۰۰ میلیون فوتمکعب و سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیون دلار، و احیای واحد NGL سیری با ظرفیت ۱۴۰ میلیون فوتمکعب و سرمایهگذاری ۲۰۰ میلیون دلار در مرحله نهاییسازی و مذاکره فشرده با بخش خصوصی قرار دارند. انتقال مالکیت و بهرهبرداری از ایستگاه تقویت فشار شهید مصطفوی واقع در منطقه عملیاتی مارون با ظرفیت ۵۰ میلیون فوتمکعب از شرکت ملی نفت به شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و واگذاری عملیات بهرهبرداری، نگهداشت و تعمیرات (O&M) آن نیز نمونه بارزی از اقدامات ساختاری برای تسهیل جمعآوری گاز و کاهش گازسوزی است.
نقش حیاتی در مهار ناترازی و تضمین امنیت انرژی زمستانه
تأثیر اجرای این پروژههای کلیدی بر رفع ناترازی گاز کشور ابعاد چندبعدی، عمیق و تعیینکنندهای دارد. نخستین و مهمترین اثر، تزریق روزانه ۳۶ میلیون مترمکعب گاز تصفیهشده به شبکه سراسری در پیک مصرف زمستان است که دقیقاً معادل تولید یک فاز استاندارد از میادین عظیم پارس جنوبی به شمار میرود. افزودن این حجم حجیم به شبکه توزیع ملی، معادل تأمین سوخت مصرفی خانگی حداقل دو تا سه استان پرجمعیت کشور در سردترین روزهای سال است و به طور مستقیم مانع از قطع گاز صنایع حیاتی، فولادسازیها و نیروگاهها میشود. دومین دستاورد بزرگ، جایگزینی این گاز پاک به جای سوختهای مایع آلاینده نظیر مازوت و گازوئیل در نیروگاههاست که علاوه بر پیشگیری از بحران آلودگی شدید هوا در کلانشهرها و بارش بارانهای اسیدی، سالانه میلیاردها لیتر سوخت مایع باارزش و استراتژیک را در کشور آزاد کرده و بستر مناسبی برای صادرات و ارزآوری بیشتر فراهم میکند. سومین کارکرد راهبردی، تزریق مجدد گازهای جمعآوریشده به مخازن نفتی نیمهعمر و در حال افت است که علاوه بر حفظ فشار مخازن، صیانت از ذخایر ملی هیدروکربوری را به همراه داشته و ضریب بازیافت نفت خام را به شکل محسوسی افزایش میدهد.
ارزشآفرینی اقتصادی، سودآوری کلان و بازگشت سریع سرمایه
افزون بر مزایای انرژی و زیستمحیطی، زنجیره ارزش افزوده ایجادشده توسط این گازها که سرشار از ترکیبات باارزش هیدروکربوری سنگینتر نظیر اتان، پروپان، بوتان و میعانات گازی (C۲+) هستند، تأمین خوراک پایدار مجتمعهای پتروشیمی پاییندست را تضمین کرده و از توقف یا افت تولید آنها در فصول سرد سال جلوگیری میکند. بررسیهای اقتصادی نشان میدهد که دوره بازگشت سرمایه در این پروژهها به دلیل ارزش بالای فرآوردههای استحصالی، کمتر از دو سال است که در مقایسه با سایر پروژههای سنگین بالادستی صنعت نفت، از توجیه اقتصادی بینظیر و کمنظیری برخوردار است. در مجموع، مهار گازهای مشعل دیگر یک گزینه تشریفاتی یا صرفاً زیستمحیطی نیست، بلکه سریعترین، کمهزینهترین و کارآمدترین راهکار عملیاتی برای پر کردن شکاف عمیق ناترازی انرژی، صیانت اصولی از منابع ملی و خلق ثروت پایدار برای اقتصاد ملی به شمار میرود و اجرای کامل آن میتواند چشمانداز روشنی را برای توسعه صنعتی ایران رقم بزند.
مشاهدهٔ متن در پایگاه منبع